آمار بازدید:
نام: | |
ايميل: | |
:جستجو

در جمهوریت بخوانید: روزنامه کارگزاران در مطلبي به بيان جلسه سران قوا در حضور رهبر معظم انقلاب پرداخت. کارگزاران دروغ شاخدار مي گويد :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع :: :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع ::
فاطمه رجبي امروز در سايت شخصياش بار ديگر با بيان برخي اتهامات به برخي از شخصيتهاي کشور و نظام، نوشت: از قاليباف علاوه بر شعار انتخاباتي رياستجمهوري، در عمل در شهرداري تهران، پايبندي به رفتار رضاخاني را نشان داده است. از قلع و قمع گل و گياه تا بريدن درختان و کندن و شخمزدن آسفالت و جدول تازهساز، که همه و همه با بيتالمال براي اهداف غرضمند سياسي به انجام رسيده است. «فرهنگ رضاخاني» در شهرداري تهران را نيز بايد در تبليغات عيد فطر با دختران بيفرهنگ مأمور قاليباف ديد و «پرويز تناولياش» و موارد متعدد ديگر! هيچ گلايهاي از قاليباف نيست. زيرا او مانند ديگر نظاميان مستعفي و بازنشسته يک شبه رجل سياسي شده و شيفته قدرت، به «فقد هويت» دچار است، و البته دوستدار «مدرننشانداده شدن» و «پسند آمريکا و انگليس» و ...! مگر برنامه تبليغاتي فرهنگسوز او در انتخابات که تا 70 ميليارد تومان تخمين زده ميشد، الگو گرفته از «بلر» نخستوزير منحوس و معزول انگليس نبود! مگر سفرهاي پي در پي بدون دليل و بيسابقه او در شهردار تهران به پاريس و سوئيس و ديگر نقاط اروپا با هزينه ملت، او را در پي کسب قدرت با «حمايت بيگانگان « نشان نميدهد. «فقد هويت» دردي بيدرمان است. و از اين روي علاوه بر «هاشمي» و «خاتمي»، «کروبي» را هم جزء امدادگران و عقبه داخلي قاليباف ميکند. به اين همه شعور و درک و بينش و خردگرايي بايد چه نثار کرد؟ همان ابزار احساسات بيشائبه نفرتانگيز مردمي نسبت به شهرداري قاليباف را لجنپراکني صهيونيستي روزنامه «تهران امروز» «عليه رئيسجمهور، باورهاي امام زماني عجلالله تعالي فرجهالشريف او، نقي هولوکاست و محورهاي بالنده گفتماني وي، روسياهي رضاخاني را ميرساند، که در «انجام وظيفه براي موساد و سيا» سنگتمام گذاشته است. واقعاً منابع مالي «قاليباف» کجاست و چيست؟ آيا او هم مانند هاشمي به ستادهاي خود جوشي؟!! و هزينه دوران انتخابات تکيه دارد؟ يکبار محسن رضايي در انتخابات نهم، اشاره به مخارج هنگفت انتخاباتي برخي نامزدها از فروش موادمخدر کرد.» اما امروز چه؟ راهاندازي و گرداندن سه روزنامه و دهها سايت از چه منابع مالي داخلي و خارجي تغذيه ميشود؟ بهترين احتمال آن است که «بيتالمال را از شهرداري تهران» منبع آن بدانيم. واقعاً شاهکار اعضاي شوراي سوم تهران در انتخاب و ابقاي اين «امين» براي اموال مردم از «توبيخ و استيضاح» هم ميگذرد. هيچيک از آنها هم لابد پاسخگوي خداوند نخواهند بود. زيرا مردم را هم لايق پاسخگويي به فجايع انجام يافته توسط شهرداري تهران نميدانند. آيا مدير رضاخاني اگر لايق منتخبان او در شوراي شهر است، براي مردم تهران هم صالح است؟ اينکه «وردينژاد» نظامي پيشين که با خمپاره و موشک صهيونيستي روزنامه «ايران» و خبرگزاري جمهوري دولت خاتمي «اسلام» و «انقلاب اسلامي»، «امام خميني» و «بسيج پرافتخار او» را، گلولهباران ميکرد و اينک به گونهاي نماينده قاليباف در فرهنگسوزي شده، تجمع «رضاخاني»ها را اعلان ميکند. نه چيز ديگر! از بقيه اعضا که در روزنامهها، نامبرده شدهاند، يکي «عنصري پست و ذليل» است که در سال 84، اميد فراواني به «اعمال نفوذ»ها براي «رياست ايرنا» داشت به همين جهت در جلساتي «مجيزگويي احمدينژاد را چنان ميکرد که کلمات و واژگانش فقط تهوعآور بود»! مثلاً: «اين مرد- احمدينژاد- مغناطيسي دارد که هرکس را که از کنار او رد بشود جذب ميکند. من در سفر رياض اين مهم را به عينه ديدم.» اف بر عناصر ذليل و قدرتطلب! لابد آن مغناطيس امروز به قاليباف سرايت کرده، هرچند همان روزها آگاهان با وحشت اين عنصر را مزدور قاليباف اين «فاقد هويت» ميدانستند! همانکس که در سازمان تبليغات هم گل ميکاشت و ... بديهي است «فرهنگ رضاخاني» جز «بيدادگري» ثمري نخواهد داشت. بنا بر اخبار منتشره، قاليباف، معاونانش، اياديش و نزديکانش، با «پول به يغما برده از شهرداري تهران» در حرکات رضاخاني، جز به مدح و ثناي سلطنتپرستان پس از انقلاب، آنها که مافياي قدرت و ثروت را در هزار فاميل ايجاد کردهاند، چشم نبايد داشته باشد. آنچه قاليباف ميکارد، علاوه بر فرهنگسوزي، نفرت و انزجار بيش از پيش ملتي با فرهنگ است که «رضاخان پالاني»، «رضاخان قلدر» و «رضاخان حزباللهي» را در زبالهدان تاريخ دفن کرده و خواهد کرد. قطعاً رضاخان حتي با دزديدن واژه حزب الله با عدم صلاحيت ديني و سياسي همراه است، و دست و پازدنهاي مرگبار به او کمکي نخواهد کرد. :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع :: تصاويري از عمليات اخير گروه تروريستي جندالله فرمانده چگونگي حمله به قرارگاه را براي مبارزين شرح مي دهد. فرماندهي اين عمليات خود رهبر جنبش امير عبدالمالک بلوچ بر عهده داشتند. فرماندهي اين عمليات خود رهبر جنبش امير عبدالمالک بلوچ بر عهده داشتند. :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع :: ا ــ براي دخترم يه لپ لپ خريده بودم … وقتي بهش دادم گفت : دمت گرم ! اي ول داري ! گفتم چي ؟ گفت هيچي بابا … گفتم کارت خيلي درسته ! گفتم بابا اين نوع حرف زدن رو از کجا يادگرفتي ؟ گفت : گير نده ديگه ! تو سي دي هاي کارتونم همه همينجوري حرف ميزنن ! گفتم راست ميگي ؟ گفت : کاسه تو بيار ماست بگير ! ? ــ توي تاکسي داشتيم ميرفتيم چهار راه ازاد شهر ترافيک بود راننده هي بوق ميزد ! دخترم گفت : مررررض …. ! بوق نزن عوضي اعصابمو خورد کردي ! راننده از تو اينه يه نگاهي کرد گفت : چي ؟ دخترم گفت : نخود چي … ! ? ــ ميخواستيم بريم مهموني دخترم گفت : بابا اين شلوارت چقده ضايعس ! گفتم : ضايع ؟ گفت : اره تريپت تخمي شده ! کلاس نداره ! گفتم يه بار ديگه اينجوري حرف بزني تو دهنت ميزنم ها ! گفت : بيشين بينيم باااا حال نداري !! ? ــ رفتيم بيرون پيتزا بخوريم يارو پيتزا اورد گفت بفرماييد … دخترم گفت : قربونت ! دستت طلا !! بعدش رفتيم شهربازي توي قسمت نمايش يه اقايي اومد پشت ميکروفن و شروع کرد به خوندن ! دخترم جيغ کشيد : اي والله … ناز نفست … بلبلم توي قفست ! گفتم باباجون تو که بلبل نداري اخه ؟ گفت : حالا اااااااااااااا ….! ? ــ تازه حالا دختر من خوبه … اين پسر باجناقمون که به بابا مامانش فحش ناموسي ميده ! يه فحشايي به مادرش ميده که منه ادم بزرگ شرشر عرق ميريزم ! تازه ………… ولش کن ديگه روم نميشه بگم !! …………………………………………………………………………………………………………… پايين نوشت (?) ا ين سي دي هاي کارتون که مخفي دوبله ميشه اصلا ادبيات گفتاريش به درد بچه ها نميخوره ! گفتار با نمک براي بچه ها با بزرگتر ها فرق ميکنه ! من نميدونم اين دوبلور ها خودشون بچه ندارن ؟ پايين نوشت (?) بچه ها عين طوطي ميمونن … نميفهمن کدوم کلام خوبه کدوم بد ! تو رو حضرت عباس تو تاکسي … سينما يا هر جاي ديگه اي اگه ديديد يه بچه اي نزديکتونه مراقب حرف زدنتون باشيد …. اي ول ! پايين نوشت (?) اگه يه وخ خدايي نکرده فيلم منکرا تي يا ا بگوشتي گرفتين که ببينين … بذارين برا وقتي که بچه هاتون خواب باشن … والا اونا هم چيزاي منکرا تي ويا ا بگوشتي ياد ميگيرن … ها والله از وبلاگ: http://shatot2.wordpress.com/2008/06/12/na/ :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع :: در پي انتقادات برخي علما و روحانيون، رئيسجمهور با ابراز تعجب از اينکه به گفته وي برخي مدعياند احمدينژاد گرانيها را محصول مديريت امام زمان(عج) ميداند، تاکيد کرد: برخي گرانيها، اتفاقاً محصول مديريت پنهان و ائتلاف مافيايي در بازار با برخي سياستمداراني است که رأي مردم را فصلالخطاب نميدانند. نوشته شده توسط محمود احمدي نژاد در ساعت 04:19 بسمه تعالي :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع :: شب شهادتش نشسته بوديم دور هم و حرف مي زديم. حالا که فکر مي کنم، مي بينم چه لحظات شيريني بود. وقتي رسيد خانه، يک سي دي با خودش آورده بود. گفت محمد، اين سي دي را بگذار ببينيم چيست ! به قول خودش " مشق" هايش را هم پهن کرده بود روي زمين . سي دي يک گزارش ويديويي بود از عمليات ثامن الائمه . بابا مي گفت من خودم تا حالا اين فيلم را نديده ام . هر کس را که در فيلم نشان مي داد، مي گفت خصوصياتش اين بوده و چه طوري شهيد شده است . بيشترشان شهيد شده بودند. در فيلم نشان مي داد که بابا داشت نيروهايش را توجيه عملياتي مي کرد و فقط يک زير پيراهني تنش بود. ريش هايش هم خيلي بلند و به هم ريخته شده بود. حتماً وقت نکرده بود به خودش برسد. اما آن ها که مي گفت شهيد شده اند، اغلب خيلي تميز و مرتب و شيک بودند . سعيد به شوخي به بابا گفت:« ببين، اين جور آدم ها شهيد مي شوند! تو مي خواهي با اين قيافه به هم ريخته و نامرتب ات شهيد هم بشوي؟!» . بابا به اين حرف سعيدخيلي خنديد . البته احساس کردم ياد شهادت هم کرده و دلش گرفته و مي خواهد با خنديدن هايش ما متوجه نشويم. فيلم که تمام شد، بابا گفت 25 سال از وقتي که اين فيلم را گرفته اند مي گذرد. ما براي چه مانده ايم و ... يک خرده از اين چيزها گفت. شب هم سعيد را برد پيش خودش خواباند. صبح که مي خواست برود، من ديگر نديدمش. اما سعيد که صبح زود بيدار شده بود که برود امتحان بدهد، بابا را ديده بود و به او گفته بود:«مواظب خودت باش!» پيش نيامده بود سعيد چنين حرفي به بابا بزند. هميشه وقتي چيزي به بابا مي گفتيم، به همان شکل نظامي جواب مي داد:«چشم قربان!». آن روز صبح هم به سعيد يک « چشم قربان » محکم گفته بود و رفته بود. :: اخلاق مداری و امانتداری... استفاده از مطالب سایت فقط با درج منبع ::
[27/4/1387- 9:36 ص] اين ماجراي 50 هزار تومن!
[7/4/1387- 4:29 ع] «گنجي» از «همجنسگرايي» دفاع کرد
[7/4/1387- 4:11 ع] از مديريت رضاخاني شهرداري تا انجام وظيفه براي موساد و سيا
[1/4/1387- 11:23 ص] تصاويري از عمليات اخير گروه تروريستي جندالله
[23/3/1387- 8:29 ع] اي والله … ناز نفست … بلبلم توي قفست !
[23/3/1387- 9:28 ص] امام خميني، سياست مدار يا حقيقت مدار؟
[22/3/1387- 5:46 ع] شيک پوشها شهيد مي شوند
[19/3/1387- 10:31 ع] حاج آقا يه لحظه
[10/3/1387- 2:11 ع] طنز / خاطرات هاشمي رفسنجاني، اول آذر 1386
[10/3/1387- 2:1 ع] طنز / نسخه اصلاح شده "سنتوري" مجوز اکران گرفت
[10/3/1387- 2:0 ع] اوباماي بوشهري!، وقتي آيطنز "منبع موثق" کيهان ميشود
[7/3/1387- 1:3 ع] گفت و گويي واقعي روي فرکانس اضطراري کشتيراني
[3/3/1387- 3:56 ع] خانوادههاي شهدا و جانبازان خواستار محاکمه منافقين در دادگاههاي
[1/3/1387- 6:16 ع] گاف عجيب مک کين درباره احمدي نژاد
[1/3/1387- 4:53 ع] عامل قتلهاي زنجيرهاي وابسته به جريان دوم خرداد بود
[همه عناوين(426)][آرشيو شده ها]
![]()
به گزارش «فردا»، در اين مطلب آمده است: يکي از شبهاي پاييز 1382 سران سه قوه و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام جلسه نهايي هدفمند کردن يارانه سوخت را در حضور مقام معظم رهبري برگزار کردند.
در آن نشست محمد ستاريفر رئيس وقت سازمان مديريت و برنامهريزي گزارش مبسوطي از روند ناعادلانه تخصيص يارانه به حاملهاي انرژي ارائه کرد و از سناريوهاي مختلف آزادسازي نرخ سوخت سخن گفت. اصرار دولت بر طرح بحث در سطح سران قوا از اين رو منطقي به نظر ميرسيد که به اعتقاد عرف کارشناسان، آزادسازي قيمت سوخت مهمترين جراحي اقتصاد ايران و تصميمي چندوجهي به شمار ميرفت. دلواپسي از عواقب اجتماعي و سياسي گران شدن بنزين موجب شده بود تا خاتمي اجراي آن را به اجماع سران مشروط کند. قبل از آن شب و از جلسات قبلي که در سطح سران برگزار ميشد، خبر رسيده بود که جز رئيس قوه قضائيه موافقت ساير اعضاي جلسه براي آزادسازي قيمت بنزين جلب شده و خاتمي و هاشمي و کروبي به ضرورت اين امر پي بردهاند.
گفته ميشد آيتالله هاشميشاهرودي هم که ابتدا متاثر از نظرات مشاور اقتصادي آن روز خود (پرويز داوودي) نظر مساعدي روي طرح هدفمند کردن يارانهها نداشت، به مرور و با شنيدن استدلالهاي کارشناسي رويکرد مساعدتري نسبت به موضوع پيدا کرده است. در آن نشست طولاني که از غروب آفتاب تا آستانه نيمهشب ادامه پيدا کرد، پرسيده شد، با اجراي گام به گام هدفمند کردن يارانه سوخت (همان چيزي که بعدها در برنامه چهارم آمد و توسط مجلس هفتم حذف شد) قيمت بنزين چقدر خواهد شد؟
اين مطلب در ادامه نوشته است: ستاريفر با اعلام عددي حدود 250 تومان تصديق ميکند که با توجه به نرخهاي جهاني آن روز در صورت حذف کامل يارانه، بنزين آزاد به بهاي هر ليتر 400 تومان قابل عرضه است. در ادامه نشست بحث به سرجمع يارانه سوخت و سهم هر ايراني در صورت توزيع سرانه آن ميرسد. در ميانه مباحثه بر سر شقوق مختلف و سناريوهاي گوناگون هدفمند کردن يارانه سوخت، از عدد 50 هزار تومان به عنوان ميزان يارانه قابل پرداخت به هر شهروندي که به سن قانوني رسيده، ياد ميشود.
جلسه با حصول تفاهم ضمني، ديرهنگام به پايان ميرسد و حاضران دفتر مقام معظم رهبري را ترک ميکنند. خاتمي و معاونش قدمزنان در محوطه پاستور به سوي نهاد رياست جمهوري ميرفتند که با صداي کروبي از حرکت بازميايستند.
کروبي دو سال قبل از انتخابات نهم رياستجمهوري در حالي که رانندهاش پاي پلهها منتظر ايستاده بود در تاريکي خود را به رئيسجمهور و رئيس سازمان ميرساند و ميپرسد: «گفتيد سهم هر نفر چقدر ميشود؟» و سپس عدد 50 هزار تومان را روي تکه کاغذي که از جيب بيرون ميآورد يادداشت کرده و عازم منزل ميشود.
به گزارش «فردا»، در اين مطلب که به نحوه طرح شعار انتخاباتي حجت الاسلام مهدي کروبي مبني بر پرداخت 50 هزار تومان پول به مردم در صورت انتخاب شدن پرداخته بود، عنوان شده بود که وي اين شعار را از حاصل جلسه سران قوا و مسئول سازمان برنامه و بودجه اخذ کرده است.
در جوابيه دفتر دبير کل حزب اعتماد ملي که در روزنامه اعتماد ملي منتشر شده آمده است:
دفتر مهدي کروبي در پاسخ به مطلب <ادامه داستان 50 هزار تومان> در شماره ديروز روزنامه کارگزاران اعلام کرد که طرح پرداخت 50 هزار تومان به عنوان ميزان يارانه قابل پرداخت به هر شهروندايراني هيچگاه درجلسه سران سه قوه بحث نشده است. در اين توضيح آمده است: اطلاعات استفاده شده در اين يادداشت از آن جهت به <خسن و خسين، سه دختر معاويه> شبيه است که اولا جناب آقاي دکتر محمد ستاريفر هيچگاه درجلسه سران سه قوه حضور پيدا نکرده است ثانيا طرح پرداخت 50 هزار تومان به عنوان ميزان يارانه قابل پرداخت به هر شهروند ايراني نيز هيچگاه درجلسه سران سه قوه بحث نشده است.
اين توضيح ميافزايد: ضمن اينکه نگارنده مطلب که در دوران انتخابات رياستجمهوري در روزنامه شرق فعاليت داشتهاند قطعا تيتر يک آن روزنامه که به گفتوگوي آقاي بهروز افخمي با جناب آقاي مهدي کروبي کانديداي انتخابات رياستجمهوري اختصاص داشت را به خاطر دارند که در آن، وعده کانديداي انتخابات رياستجمهوري براي پرداخت 50 هزار تومان به صورت نقدي براي اولين بار در آنجا مطرح شده بود. اين طرح البته پيش ازطرح در روزنامه شرق توسط مشاوران آقاي کروبي در ستاد انتخاباتي ايشان مطرح شده بود و حتي يک بار ديگر نيز در همان روزنامه تيتر يک شد.
![]()
![]()
![]()
![]()

به گزارش خبرنگار آيين و انديشه فارس گنجي در بخش دوم مقاله «همجنسگرايي: اقليتي ناحق؟ و فاقد حقوق!؟ » که مستقيما در پاسخ به آراي «محسن
کديور» درباره عدم جواز عقلي و شرعي همجنسگرايي در روشنفکري ديني نوشته شده پس از ذکر آراي او مينويسد:کديور ميگويد مجازات شديد همجنسگرايان از احکام ثابت و دائمي شرعي است. ملاک و معيار تمايز احکام موقت از دائمي چيست تا بر اساس آن ملاک گفته شود مسألهاي جزو احکام دائمي اسلام است؟کديور ميگويد مسلماني مطلقاً با همجنسگرايي نميسازد. ملاک و معيار مسلماني چيست تا بر مبناي آن ملاک بفهيمم چه چيز با مسلماني سازگار است و چه چيز ناسازگار؟
گنجي در اين مقاله ميافزايد: کديور همجنسگرايي را امري غيرعقلاني، غيرانساني، انحراف از مسير صحيح بشري و تأسف بار به شمار ميآورد. اما هيچ دليلي براي موجه کردن مدعاي خود ارائه نميکند. پرسش اين است: مسير صحيح بشري چيست؟ مگر فقط يک راه صحيح وجود دارد که بشريت بايد آن را طي کند؟ آيا نفي پلوراليسم و قبول انحصار گرايي معرفتي و اجتماعي لازمهي منطقي اين مدعا نيست؟
تا آنجا که من ميفهمم، هر رفتاري که از آدميان سر ميزند (خوب و بد) عملي انساني است؛ نه غيرانساني يا حيواني. انسان همان موجودي است که در تاريخ خود را محقق کرده (انسان واقعي مطابق تعاريف پسيني a posteriori) نه انساني آرماني که وجود خارجي ندارد (انسان خيالي مطابق تعاريف پيشيني a priori)
گنجي تصريح مي کند: همجنسگرايي همان قدر انساني است که ناهمجنسگرايي. عدالتورزي همان قدر انساني است که ظلم و بيداد. با اين تفاوت که عدالت از نظر اخلاقي فضيلت است و ظلم رذيلت.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()










تصاويري از عمليات اخير گروه تروريستي جندالله
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بنا بر اين گزارش، محمود احمدينژاد، رئيسجمهور در جديدترين يادداشت وبلاگ شخصي خود (ahmadinejad.ir) که سحرگاه امروز (4:20 دقيقه) بر روي خروجي وبلاگ خود منتشر کرده، نوشت: در عصر امام خميني (ره)، لياقت آن را يافتيم که به چشم خود، دو فرهنگ سياسي متفاوت را به موازات يکديگر، تجربه و مقايسه کنيم. در يک سو، «سياستمداراني» بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سياست و قدرت و چرتکهاندازيهاي عادي و مادي، تحليل مي کنند و تصميم ميگيرند. 
وي افزود: وقتي به چشم ديديم که «پيشرفتهاي عظيم علمي و اقتصادي» دهه سوم انقلاب، چگونه نتيجه عملي تحريمها و محاصره اقتصادي دهه اول و دوم است، در حالي که نتيجه عادي و طبيعي تحريمها بايد به ضعيف شدن ما منجر ميشد، ولي برعکس صد بار قويترمان کرده است، چگونه ميتوانيم هالهها و امواج نور الهي را نبينيم؟! اگر شنهاي طبس مامور خدا بودند و اگر صاحب اصلي انقلاب دلواپس اين انقلاب است، پس چگونه است که کساني از دعوي مديريت الهي عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار مي دهند؟!
وقتي محاصره نظامي و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادي، بايد به ترس و ضعف و تسليم يا حتي فروپاشي جمهوري اسلامي مي انجاميد، پس از 5 سال، کاملاً نتيجه عکس داده و جمهوري اسلامي، قدرت اول منطقه و يکي از چند قدرت تأثيرگذار در سطح جهان شده است، آيا اين چيزي جز مديريت الهي است؟ و آيا مصداق بارز عنايت حجت خدا که متولي همه امور از طرف خدا و واسطه فيض و هدايت اوست، نيست؟
آيا اين همان دست غيبي و ولايت باطني حضرت صاحب الامر (عج) نيست؟
نوشتند که احمدينژاد در هيأت دولت موقع نهار، يک ظرف غذا هم براي حضرت روي ميز ميچيند! احمدينژاد در دوره شهرداري، مسير حرکت کاروان حضرت از مکه به تهران را پيشاپيش آسفالت کرده است! احمدينژاد مدعي ارتباط با حضرت شده و گران شدن برنج را، محصول مديريت حضرت و تصميم ايشان دانسته است! و اين در حالي بود که من چند بار گفتهام که برخي گرانيها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مديريت پنهان و ائتلاف مافيايي در بازار با برخي سياستمداران از همان نوعي که گفتم و کار کساني است که پس از سه سال، هنوز هم رأي مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در انتخابات رياست جمهوري نهم، تسليم نشده اند و از مردم و دولت، يکجا انتقام ميگيرند.»
در عصر امام خميني، لياقت آن را يافتيم که به چشم خود، دو فرهنگ سياسي متفاوت را به موازات يکديگر، تجربه و مقايسه کنيم. در يکسو، "سياستمداران" بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سياست و قدرت و چرتکه اندازيهاي عادي و مادي، تحليل مي کنند و تصميم مي گيرند. آنان هيچ وقت و هيچ کجا، دست خدا و مديريت الهي را نمي بينند و هرگز، حتي هاله اي از نور عنايت خدا را که در عصر خميني عزيز بر اين ملت باريدن گرفت، مشاهده نمي کنند. اصطلاحا مذهبي اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سياسيشان، با اهداف و با طرز محاسبات ماديون عالم، تفاوتي ندارد. منکر تدبير الهي و دست غيب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماترياليستهاي عالم، حضور خدا و حجت خدا را در تحولات عالم و سير تاريخ بشر انکار مي کنند و اي کاش فقط انکار مي کردند، به سخره مي گيرند و نيشخند مي زنند. ادامه مطلب...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()